السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
104
مأساة الزهراء ( ع ) ( رنجهاى حضرت زهرا س ) ( فارسي )
كند » . « 1 » ( 1 ) 2 - ابن مسعود گفت : مردى نزد فاطمه عليها السّلام آمد و عرض كرد : اى دختر رسول خدا ! آيا رسول خدا چيزى نزدت گذاشته كه به من بدهى . فرمود : اى كنيز ! حرير را بياور . كنيز در پى حرير گشت اما آن را نيافت . فرمود : واى بر تو ، پيدايش كن كه به اندازهء حسن و حسين برايم ارزش دارد . كنيز آن را كه در پارچهاى پيچيده بود ، پيدا كرد . در آن آمده بود : « محمد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : كسى كه همسايهاش از شرّش در امان نباشد ، مؤمن نيست » . هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، همسايهاش را اذيت نمىكند . هر كه به خدا و روز قيامت ايمان دارد ، بايد سخن نيك بگويد يا سكوت كند . همانا خداوند انسان نيكوكار ، بردبار بخشاينده را دوست دارد و انسان ناسزاگوى حريص بسيار درخواستكننده را دشمن . همانا حيا از ايمان است و ايمان در بهشت ، ناسزا گويى از بدزبانى است و بدزبانى در جهنم » . « 2 » اين دو روايت نيز دلالت ندارد كه زهرا عليها السّلام آن را نوشته و تأليف كرده است بلكه روايت اول بر عكس اين گفته دلالت دارد . زيرا مىگويد : « پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برگ خرمايى به او داد و فرمود : آنچه در اين است ، بياموز » . ( 2 ) 3 - شيخ صدوق به سند خود از ابو نضره ، از جابر ، روايتى آورده كه مفاد آن
--> ( 1 ) كافى ، ج 2 ، ص 667 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، ص 187 ؛ بحار الانوار ، ج 43 ، ص 51 ؛ وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 487 ؛ الجنة الواقيه ، ص 508 . ( 2 ) دلائل الامامه ، ص 1 ؛ عوالم العلوم ، ج 11 ، صص 188 ، 620 ، 621 ؛ در پاورقى از : مسند فاطمه ، ص 113 ؛ ر . ك : مستدرك الوسائل ، ج 18 ؛ سفينة البحار ، ج 1 ، صص 229 - 231 ؛ المعجم الكبير ، ج 22 ، ص 413 با اندكى تفاوت .